The world is mine (Humanism 1) ...
تمامی امیال و خواستهای روحی انسان، دوسویه است ...
اگر در انسان میل به دوست داشتن وجود دارد، به این دلیل است که میل به دوست داشته شدن نیز در او هست ...
و اگر در نهاد بشر، میل به پرستشی وجود دارد، تنها بدین دلیل است که میل به پرستیده شدن نیز در او نهفته است ...
... این است خواستگاه مکتب اومانیسم که با تاکید هر چه بیشتر بر سوی دوم همه امیال انسان، او را تا سر حد وجود مطلق بودن بالا میبرد ...
محوریت هستی را انسان قرار میدهد و بار سنگین چرخش کائنات را بر دوش او میگذارد،
هر شخص را مستقیما مسئول عواقب کارهای خودش میداند و از نسب تقصیر به دیگری به شدت بیزار است،
و در نهایت، تعصبات خشک و بی ریشه ای که شاید بتوان نام تحجر بر آنها نهاد را در آتش آگاهی میسوزاند ...
"هر چه محکم است دود میشود و به هوا میرود، هر چه مقدس است بی حرمت میشود، و انسانها در نهایت مجبورند مواجه شوند با شرایط واقعی زندگیشان و مناسباتشان با همنوعان" (مارکس و انگلس 52:1984)
اگر در انسان میل به دوست داشتن وجود دارد، به این دلیل است که میل به دوست داشته شدن نیز در او هست ...
و اگر در نهاد بشر، میل به پرستشی وجود دارد، تنها بدین دلیل است که میل به پرستیده شدن نیز در او نهفته است ...
... این است خواستگاه مکتب اومانیسم که با تاکید هر چه بیشتر بر سوی دوم همه امیال انسان، او را تا سر حد وجود مطلق بودن بالا میبرد ...
محوریت هستی را انسان قرار میدهد و بار سنگین چرخش کائنات را بر دوش او میگذارد،
هر شخص را مستقیما مسئول عواقب کارهای خودش میداند و از نسب تقصیر به دیگری به شدت بیزار است،
و در نهایت، تعصبات خشک و بی ریشه ای که شاید بتوان نام تحجر بر آنها نهاد را در آتش آگاهی میسوزاند ...
"هر چه محکم است دود میشود و به هوا میرود، هر چه مقدس است بی حرمت میشود، و انسانها در نهایت مجبورند مواجه شوند با شرایط واقعی زندگیشان و مناسباتشان با همنوعان" (مارکس و انگلس 52:1984)